بیانیه سینماگران
|
کیارستمی، تقوایی، بیضایی، بنی اعتماد و... بیانیه دادند هشدار 45 سينماگر نسبت به حذف سينماي مستقل | |||||
|
45 سينماگر در بيانيهي مشترك نسبت به حذف سينماي «مستقل» هشدار دادند. در اين بيانيه كه نام هنرمنداني چون عباس كيارستمي،ناصر تقوايي، بهرام بيضايي، رخشان بنياعتماد، احمدرضا درويش، كيومرثپوراحمد، ابوالحسن داودي، عليرضا داودنژاد،پرويز شهبازي و.... به چشم ميخورد آمده است: «دوستداران سينماي ايران! سالنهاي سينما بعضي ازفيلمهاي ما را نشان نميدهند و بسياري از فيلمها با محدوديت به نمايش در ميآيند؛ و هيچ قانوني از ما پشتيباني نميکند. جرياني بين ما و شما فاصله انداخته است. اين جريان خواستار حاکميت پول و سرمايه است و هر کس براي اين حاکميت فيلم نسازد، در نمايش عمومي با شگردهاي بازاري تنبيه ميشود. در شرايط کنوني، ملاک براي نمايش عمومي يک فيلم ، فيلمساز آبرودار و فيلم آبرومند نيست. ميخواهند سينماي مستقل را حذف کنند و يا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند. علاقهمندان به سينماي ايران! ما اين فيلمها را براي شما و به عشق شما ميسازيم. رودررويي مستقيم با مردم حق هر سينماگر حرفهاي است و نيز حق مردم است که فيلمهاي متفاوت ببينند؛ اما انحصارطلبي راه را بسته است. اگر ساز و کارتوليد و پخش ونمايش در اين سينما اصلاح نشود. واگردر نمايش فيلمها عدالت اقتصادي و فرهنکي اعمال نشود، بايد شاهد حذف سينماي ايران باشيم.» سعيد ابراهيميفر - محمد احمدي - سعيد اسدي - سيروس الوند- محسن امير يوسفي - عليرضا اميني - محمد بزرگ نيا - رخشان بنياعتماد - فريال بهزاد - حبيب الله بهمني - بهرام بيضايي - کامبوزيا پرتوي - کيومرث پوراحمد - ناصر تقوايي - قاسم جعفري - محمد حسين حقيقي - منيژه حكمت ـ عزيزالله حميدنژاد - اکبر خواجويي - عليرضا داودنژاد - ابوالحسن داودي - احمد رضا درويش - اميرشهاب رضويان - عباس رافعي - علي ژکان - محمد علي سجادي - سيامک شايقي - پرويز شهبازي - يدالله صمدي ـ کيانوش عياري - ناصر غلامرضايي - مهدي فخيم زاده - ابراهيم فروزش - مهرداد فريد - مجيد قاري زاده - رهبر قنبري - ايرج کريمي - عباس کيارستمي - عبدالرضا کاهاني - منوچهر مصيري - خسرو معصومي - نادر مقدس - محمد متوسلاني - اصغر هاشمي - محمد رضا هنرمند. |
بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی در اعتراض به حکم صادر شده برای سید شهاب الدین طباطبایی
ادامه مطلب
همسر کلهر اظهارات او را تکذیب کرد
ادامه مطلب
امه همسر حسین نورانی نژاد رئیس دربند کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی به دکتر سعید حجاریان
از چند هفته پيش كه حسين همسرم را به بند كشيده اند چندين بار قلم به دست گرفتم تا به خانواده بزرگ حزب مشاركت بنويسم به رغم اين كه تحمل اين روزها برايم سخت است هرگز لحظه اي بر درستي راهي كه حسين پيموده ترديد نكرده ام و بسيار شاكرم از اين كه حسين در كارنامه اي كه به افتخار از حزب مشاركت در تاريخ خواهد ماند سهيم است.
در نامه هاي ناتمامم بسياري را مخاطب قرار دادم از آن خوباني كه هنوز در بندند تا زناني كه اين روزها بار سنگيني را بردوش مي كشند؛ بار ظلمي كه بر همسرانشان و بر جنبش سبز آزادي خواه اين مردم رفته است.نامه هايم ناتمام ماندند چرا كه هرگز واژگان از چنان ظرفيتي براي بيان آنچه كه بر دلم مي گذرد برخوردار نيستند.
اما امروز مي خواهم به شكرانه آمدنتان و از آن رو كه شما را نماد جريان اصلاح طلبي در ايران مي دانم مخاطب قرارتان دهم.
شما را مخاطب قرار مي دهم چرا كه مي دانم در پس چهره متفكر ي كه به راستي مغز اصلاحاتش مي خوانند چه روح عارف مسلكي حضور دارد كه حرف دل را نگفته مي فهمد .شما را مخاطب قرار مي دهم چرا كه مي دانم در دل حسين با شما چه حكايت هاست؛ حكايتي كه مي دانم تنها با دو بزرگ ديگر دارد علي شريعتي و مهدي بازرگان.شما را مخاطب قرار مي دهم چرا كه باور دارم ارزش انسانها به خاطر سختي هايي است كه در راه مردم مي كشند از اين رو شما از با ارزش ترين ها هستيد.
سعيد حجاريان عزيز
حتما حالا ديگر از آن چه كه در مدت نبودنتان بر اين مردم رفته خبر داريد.شما و ديگر عزيزانمان را به بند كشيدند؛ عده اي در به در شدند و از همه سخت تر سهراب كشاني بود كه به راه افتاد.به اين سختي ها روزهاي اخير را هم اضافه مي كنم ؛ روزها يي كه انگار كش مي آيند و دقيقه هايي كه نمي خواهند از سرم بگذرند و خانه اي كه بي حضور حسين نمي توانم تحمل كنم. اما با همه اين وجود مي گويم هر لحظه به راهي كه حسين در كنار شما رفته است بيشتر مي بالم.تحمل اين دوري براي من سخت است اما اگر حسين تنها به خاطر اعتراض به ظلمي كه در اين مدت بر شما رفت ؛ به بند كشيده شده بود باز هم آن را روا مي دانستم حتي اگر اين روزهاي تلخ سالها طول بكشد.
نزديك به 30 روز است كه حسين در سلول انفرادي اوين به خلوت نشسته است ؛ مي شناسمش و مي دانم با ايماني كه دارد اين روزها را تاب مي آورد جز اين هم انتظاري نيست مگر نه اينكه مردم ايران تا كنون براي آرمانهاي سبزشان هزينه ها داده اند؛ پس من صبور مي نشينم و تا روزي كه بيايد ديگر حتي آه هم نمي كشم.
پرستو سرمديهمسر حسين نوراني نژاد رييس كميته اطلاع رساني جبهه مشاركت
آیا زمان محاکمه سعید مرتضوی فرا نرسیده است؟
گزارش تفصیلی «موج سبز آزادی» از سوابق و جرائم دادستان سابق تهران:
آیا زمان محاکمه سعید مرتضوی فرا نرسیده است؟
چند روزی است که به بهانه انکار جنایات صورت گرفته در شکنجهگاه و کشتارگاه کهریزک توسط سعید مرتضوی، دوباره نام وی بر سر زبانها افتاده است. شاید در طول ماههای اخیر یکی از نفرتانگیزترین شخصیتها نزد خانوادههای زندانیان سیاسی سعید مرتضوی بود. نقش او در سرکوب و سانسور مطبوعات، دستگیری و محکوم کردن سیاسیون به قدری محرز و معلوم است که «موج سبز آزادی» پیش از این ضرورتی در تکرار مکررات و بازخوانی نقش این فرد در سرکوبهای صورت گرفته نمیدید. اما آنچه اخیرا توسط مرتضوی مورد انکار واقع شد، یعنی ماجرای شکنجهها و کشتارهایی که در کهریزک صورت گرفت، چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. بر همین اساس تصمیم گرفتیم به بهانه این تکذیب مروری داشته باشیم بر جرائم و تخلفات مرتضوی تا بلکه این بار مسوولان امر به جای ارتقای ایشان ، برای تطهیر خودشان هم که شده به محاکمه این فرد، بیاندیشند. گرچه اصولا چنین واکنشی از سوی صاحبان قدرت بسیار بعید به نظر میرسد.ادامه مطلب
تقدیم به ستاره در بند، سید ضیاء الدین نبوی / برای سيد ستارهدارها
علی صابری
ارديبهشت ماه 1387، پس از آنكه نتايج اوليه آزمون كارشناسي ارشد اعلام شد در صفحه كارنامه من در سايت سازمان سنجش در كادري قرمز رنگ به جاي رتبهام در آزمون نوشته شده بود: لطفا به طبقه چهارم در سازمان سنجش آموزش کشور به آدرس تهران، خيابان کريم خان زند بين خيابان استاد نجات الهي و سپهبد قرني، پلاک 218 حداکثر تا پايان خرداد ماه مراجعه فرماييد.
علاوه بر من ناصر پویافر هم به طبقه چهارم سازمان سنجش ارجاع داده شده بود هر دو با هم به اداره گزینش استاد و دانشجو سازمان سنجش مراجعه كردیم. دكتر نوربخش نامی كه ریاست اداره گزینش را به عهده داشت برایم توضیح داد كه شما صلاحیت علمی ادامه تحصیل را احراز نموده اید ولی صلاحیت عمومی شما برای ادامه تحصیل احراز نگردیده است و ...
ادامه مطلب
تنهايي، آزادي
من هرگز از مرگ نمي هراسيده ام
عشق به آزادي ، سختي جان دادن را
بر من هموار مي سازد.
عشق به آزادي مرا همه ي عمر درخود گداخته است .
آزادي معبود من است .
به خاطر آزادي هر خطري بي خطر است.
هر دردي بي درد است.
هر زنداني رهايي است .
هر جهادي آسودگي است .
هر مرگي حيات است.
آخر، ...چه بگويم ؟
من تنهايي را از آزادي بيش تر دوست دارم .
وحال مي خواهم چه كنم؟
قلب كه مي زند براي كيست ؟
براي چيست؟
وصبح كه سر بر مي كشد براي كيست؟
براي چيست ؟
رفيقان من با من مدارا كنيد!
به پرتگاه چه نيستي اي زندگي من خواهد لغزيد؟
فراخناي زمين ،سخت تنگ است.
احمد شاملو
براي برادرانم
ادامه مطلب
برخورد با دانشجویان ادامه دارد؛ دولت در جستجوی راه حل نهایی
برخورد با دانشجویان ادامه دارد؛ دولت در جستجوی راه حل نهایی
با شروع سال تحصیلی دانشگاه های ایران ، موج تازه ای از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های بزرگ و مهم ایران آغاز شده است. در اتفاقی نادر، دامنه این اعتراضات به دانشگاه های غیر دولتی و برخی مراکز آموزشی که پیش از این سابقه اینگونه اعتراضات را نداشتند، کشیده شده و به موازات این رخدادها، مسوولان نظامی و امنیتی نسبت به تداوم اعتراضات به دانشجویان هشدار داده اند. به نظر می رسد در این شرایط اقدامات حکومت از هشدار فراتر رفته و برخورد گسترده و سازماندهی شده با دانشجویان دردستور کار حاکمیت قرار گرفته است.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه ها گفت که در مقابله با نا آرامی های احتمالی در دانشگاه ها واکنش نشان دهند و منتظر فرمان مافوق نباشند. در همین از دانشگاه های مختلف خبر می رسد که روند برخورد و احضار دانشجویان افزایش یافته است.
در تازه ترین اتفاق چند تن از فعالان دانشجوئی دانشگاه های اصفهان، بابل، تربیت معلم تهران، چهارمحال بختیاری، شهید بهشتی، شیراز، امیر کبیر، رازی کرمانشاه، قزوین، علم و صنعت، مازندران و دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی و یا نهادهای امنیتی احضار شده اند.
نمونه ای از اعمال فشار و برخورد با دانشجویان و دانشگاهیان در چند هفته اخیربه شرح زیر است:
- بازنشسته کردن سه استاد مطرح حقوق در دانشگاه علامه طباطبايی
- حذف اجباری ترم دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان
- احضار دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه به کمیته انضباطی
- احضار و ارعاب فعالین دانشجوئی استان چهارمحال و بختیاری
- احضار سه دانشجوی دانشگاه مازندران به دادگاه انقلاب
- احضار و صدور احکام انضباطی برای دانشجویان دانشگاه علم وصنعت
- محرومیت از تحصیل برخی از قبول شدگان کنکور کارشناسی ارشد
- صدور 15 ترم حکم منع تحصیل برای دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران
- احضار 10 تن از دانشجویان دانشگاه رازی به وزارت اطلاعات و ضرب و شتم آنها
- احضار گستردهی دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی به حراست
- بازداشت اعضای شورای مرکزی و شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
همچنین در اقدامی دیگر در چند هفته اخیر، وزارت اطلاعات ضمن احضار دانشجویان، اقدام به تهدید خانواده های آنها نمود. به عنوان نمونه اداره اطلاعات اصفهان با احضار دانشجویان و هشدارهای تلفنی به خانواده آنها ، این فعالین دانشجویی را به صدور احکام سنگین در دادگاه انقلاب شهر اصفهان تهدید کرد.
پیش از این نیز رسانه ها گزارش کردند چند هفته مانده به آغاز سال تحصیلی جدید ، تشکلهای دانشجویی نظامی وابسته به دولت، چندین جلسه هماهنگی برای مقابله با اعتراضات دانشجویی احتمالی برگزار کرده اند. در این جلسات اعلام شده که دانشجویان فعال سیاسی شناسایی شده اند و این احتمال وجود دارد از انتخاب واحد برخی از آنها جلوگیری گردد. همچنین به بسیج دانشجویی وظایف ویژه ای، از جمله آمادگی برای مقابله با تجمعات دانشجویی محول شده است.
یک مقام امنیتی در این جلسات اشاره می کند: "باید به خانواده ها خطرات همراهی فرزندانشان با جریانات ضد انقلاب و پیاده نظام کودتای مخملی در دانشگاه ها به طور جدی گوشزد گردد تا بین حضور آرام فرزندانشان و انصراف از شرکت در دانشگاه یکی را انتخاب کنند".
همچنین در یکی از این جلسات، فرمانده یکی از پایگاه های بسیج دانشجویی نیز پیشنهاد نمود افراد کادر بسیج دانشگاه ها و برخی از اعضای انجمن های مستقل دانشجویی، به برخی لوازم و امکانات ضد شورش مجهز شوند.
در همین حال خبرگزاری مهر به نقل از مهدی قمصری، معاون دانشجوئی دانشگاه تهران، در واکنش به اعتراض دانشجویان به حضور حداد عادل در این دانشگاه گفت: "دانشگاه تهران قطعا با هر تخلفی که توسط دانشجویان صورت گرفته باشد، برخورد می کند. دانشگاه برای اعتراض و برخورد ناشایست با حداد عادل از سوی دانشجویان، ساز و کارهای خاص خود را دارد و این موضوع را به عنوان تخلفی که صورت گرفته، بررسی می کند".
هفته گذشته همزمان با حضور حداد عادل در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشجویان به سر دادن شعارهایی علیه وی و دولت محمود احمدی نژاد پرداختند. این نماینده هوادار دولت مجبور شد پس از پایان کلاس در حلقه محافظین خود دانشگاه را ترک نماید.
گرچه اقدامات امنیتی برای سرکوب دانشجویان معترض در دانشگاه های سراسر کشور افزایش یافته است، اما بر دامنه اعتراضات دانشجویی و میزان مشارکت دانشجویان نیزافزوده شده است. به نحوی که این اعتراضات، مختص فعالین سیاسی و اجتماعی دانشجویی نیست و بسیاری از دانشجویان غیر فعال و غیر سیاسی هم به جمع فعالین دانشجویی سنتی پیوسته اند.
به نظر می رسد راهکار "مشت آهنین" برای ایجاد آرامش گلخانه ای در دانشگاه ها با شکست روبرو شده و باید در انتظار قدم بعدی نهادهای نظامی و امنیتی هوادار دولت بود.
هفته گذشته، همزمان با اعتراضات دانشجویی در دانشگاه تهران و صنعتی شریف منابع خبری گزارش کردند که برخی اعضای هیات دولت و نمایندگان نهادهای نظامی و امنیتی و نماینده رهبری در دانشگاه ها در جلسه ای به بررسی راه های برون رفت از این شرایط پرداختند. در این جلسه طرح تعطیلی دانشگاه های برای یک ترم بار دیگر توسط اسفندیار رحیم مشایی مطرح شد.
وی مدعی شد " آقای احمدی نژاد معتقد هستند بهترین و کم هزینه ترین راه حل، تعطیلی برخی و در صورت گسترش اعتراضات، همه دانشگاه ها برای یک ترم به بهانه ی بیماری های واگیردار است". به نظر می رسد با ناتوانی نهادهای امنیتی در کنترل دانشگاه ها، بار دیگر "تعطیلی دانشگاه ها" به عنوان "راه حل نهایی" در دستور کار دولت دهم قرار گرفته است.
یاسر نبوی، فرزند ارشد بهزاد نبوی از پدر می گوید
یاسر نبوی، فرزند ارشد بهزاد نبوی از پدر می گوید
آقای نبوی به راهی که برای زندگی انتخاب کرده ایمان دارد. به قول خودش پس از خوردن سیانور به هنگام بازداشت در رژیم شاه در سن سی سالگی، از خدا ۳۸ سال عمر اضافی گرفته است و حاضر است آنرا برای کشور، مردم و اعتقاداتش فدا کند. همانطور که در استعفا نامه تاریخی خود از مجلس ششم هم بر آن تاکید کرد و گفت که آماده هرگونه حبس، شکنجه و شهادت است.
من شرم میکنم از مادر سهراب اعرابی یا پدر امیر جوادی فر و خانواده سایر شهدا، اگر لحظهای در ذهنم برای آزادی پدرم اولویت قائل شوم. اینهمه مردم برای آزادی کشورشان هزینه داده اند، ما هم بخش کوچکی از این مردم.
مشکل آقایان نه اعتراض به نتایج انتخابات، بلکه تصفیه حساب با نمایندگان آزاده و شجاع مجلس ششم و اقدامات آنها از جمله تحصن تاریخی، نامههای شجاعانه و کلا برخورد با احزاب منتقد غیر مجیزگوست. مختصرا همانطور که شما گفتید مشکل حاکمیت با آقای نبوی و دوستان دربند اصلاح طلب سر خم نکردن است.
سایت خبری موج سبز آزادی پیش از این در یکی از موج آفرینیهای سبز خود، هفتهای که گذشت را به نام چریک پیر اصلاحات ایران؛ بهزاد نبوی، نامگذاری کرده بود.
امروز آخرین روز پاسداشت بهزاد نبوی است. در همین راستا و به عنوان حسن ختام هفته نخست، مصاحبهای داشته با یاسر نبوی. یاسر نبوی 29 سال سن دارد و فرزند ارشد چریک پیر است.
این مصاحبه خواندنی در پی می آید:
ادامه مطلب
مادر سهراب اعرابی: آقای عادل، نمک بر زخم ما نپاشيد
مادر سهراب اعرابی: آقای عادل، نمک بر زخم ما نپاشيد
جناب آقای حدادعادل آيا شما واقعاً «عادل» هستيد همانطور که نام خانوادگی تان است يا اينکه از «عادل» بودن فقط اين نام را يدک می کشيد؟ آقای حداد عادل، شما را نماينده ما مردم در مجلس معرفی می کنند، يعنی بايد از مردم دفاع کنيد، از من مادر که فرزندم را کشته اند و بعد از سه ماه و اندی هنوز هيچ مسوولی و هيچ ارگانی و قوه ای در اين مملکت پاسخگوی من نبوده و هنوز معلوم نيست کدام نيرو يا چه کسی او را کشته، به کجا برده و بعد از چندين روز او را عريان به پزشکی قانونی تحويل داده است.
من و مادران ديگر هر روز و هر لحظه فقط به خدای خود پناه می بريم و از پروردگامان برای مجازات قاتلان و آمران درخواست کمک می کنيم و مطمئناً اوست که ما را درمی يابد زيرا چشم بينايی در مسوولان نيست که اشک و آه ما را ببينند.
با اينکه من
به تمام مسوولان مربوطه نامه داده ام و از آنها دادخواهی کرده ام ولی هنوز هيچ کدام پاسخگو نبوده اند و گلايه من از شما اين است که اگر زخم ما را التيام نمی بخشيد، لااقل روی آن نمک نپاشيد.
اگر فرزند شما هم مانند فرزند آقای روح الامينی و فرزندان ما مادران مورد آزار قرار می گرفت و در خيابان کشته می شد، آيا باز هم اينگونه قضاوت می کرديد؟
«درد را آن بداند که روزی به آن گرفتار شود.»
خدايا، از ته دل می گويم آه من مادر حتماً گربيانگير همه کسانی که فرزندان عزيزمان را از ما جدا کردند خواهد گرفت. اگر صدای فرزندان ما قبل از ترک دنيا رسا نبود، اما الان صدای آنها در همه دنيا شنيده می شود. صدای نداها و سهراب ها و محسن ها و اشکان ها و... در همه جا طنين انداز صدای ما مردم است.
ما مادران داغدار آرام نخواهيم گرفت تا زمانی که دادگاهی عادلانه با قضاتی عادل مسببان را به سزای اعمال خود برساند و از شما نيز می خواهيم در رابطه با مسائلی که اطلاع کامل نداريد، اظهارنظر نکنيد چون نماينده ای بی خبر از درد ملت، نمی تواند نماينده واقعی مردم باشد.
از خداوند برای خود و سايرمادران صبر و برای شما قضاوت عادلانه آرزومندم و اميدوارم وسوسه صندلی قدرت آنقدر برخی را مجذوب نکند که پنبه ها را از گوش خود درنياورند و چشم بندها را از چشم خود باز نکنند.
آذری همیشه منصور
ادامه مطلب
انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر: استبداد ادامه یابد، این بار قصه یکسره خواهد شد
فاطمه عرب سرخی برای پدرش می نویسد:آری پدر، تو مجرمی!
فاطمه عرب سرخی برای پدرش می نویسد:آری پدر، تو مجرمی!
امروز می خواهم به کارشناس (بازجوی) تو استراحت بدهم. می خواهم کاری را که او در این مدت نتوانسته تمام کند، تمام کنم. امروز این منم که سئوال می کنم و تو مجبوری که پاسخ بدهی. من مثل آنها نیستم، من نا امید نمی شوم، من سئوال می کنم و می دانم که تو جوابها را می دانی، باید پاسخ بدهی ؛
آری پدر، تو مجرمی !
ادامه مطلب
رازهای جذابیت "مخابرات" برای دوستان سپاهی ام
ادامه مطلب
غمگینانه
غمگینانه
طراوت می تراود از نفس خیس ماسه هالی شب
سکوت
و نوازش موج
ماهتاب و تنهایی و من
و بافتار، پرنیانی یادهای دور و دیر
آرامشی نهفته در آغوش این شب مهربان
مرا
اما
غم
رها نمی کندم.
چهانگیر صداقت فر
هنگام عبورت از پنهانی ترین لایه های ذهنم
هنگام عبورت از پنهانی ترین لایه های ذهنم
- آنجا که تنها خدا و فقط او-
در لحظه های پیوند عشق و آغوش به آن سر کشیده بود
آفتاب سر می زند
خورشید گر می گیرد
و من آفتاب پرستی خجول خواهم شد که
از سرنوشت محتومم تنها با تو حرف می زنم
و آنقدر می گویم که از پیش گویی ام
مهتاب می شوی و من
که پلنگی بی رحمم در پوست تن
پنجه هایم را در پوست شب فرو می برم
و ستاره ها را صد تکه می کنم
از تو لبالب می شوم
و شعر از من کام می گیرد
و لحظه های بی تو بودنم
به سالهای پر اضطرابی بدل می شوند
که داستان امروزم را رقم می زند
و از بی مهری های تو
وقتی چکه می کنی بر خستگی تنم
و رگ هایم را به هم می بافی
هرچه پروانه روی زمین هست
دور سرم پرپر می زند
من از تمام زن های این شهر عاشق ترم
و باران هرشبه ی چشمانم را نثار تو می کنم
که از سر بی میلی به خمیازه ای بسنده می کنی
من از بی تو ماندن با تو می گویم
بیداری هنوز؟!
لیلا نوری نایینی
نهمین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی
نهمین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی
ادامه مطلب
سپیده ی عشق
سپیده ی عشق
آسمان همچون صفحه دل من
روشن ازجلوه های مهتاب است
امشب ازخواب خوش گریزانم
که خیال توخوشترازخواب است
خیره برسایه های وحشی بید
می خزم درسکوت بسترخویش
بازدنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سربه روی دفترخویش
تن صدهاترانه می رقصد
دربلورظریف آوایم
لذتی ناشناس ورویارنگ
می دودهمچون خون به رگهایم
آه...گوئی زدخمه ی دل من
روح شبگردمه گذرکرده
یانسیمی دراین ره متروک
دامن ازعطریاس ترکرده
برلبم شعله های بوسه ی تو
می شکوفدلاله گرم نیاز
درخیالم ستاره ای پرنور
می درخشدمیان هاله ی راز
ناشناسی درون سینه ی من
پنجه برچنگ ورودمی ساید
همره نغمه های موزونش
گوئیابوی عودمی آید
آه...باورنمی کنم که مرا
باتوپیوستنی چنین باشد
نگاه آن دوچشم شورافکن
سوی من گرم ودلنشین باشد
بی گمان زان جهان رویایی
زهره برمن فکنده دیده ی عشق
می نویسم به روی دفترخویش :
"جاودان باشی ای سپیده ی عشق!"
ممنوعیت شکنجه در قانون اساسی/اباذر آذریون
ممنوعیت شکنجه در قانون اساسی
بحث و گفت وگوی حقوقی پیرامون اعتراف گرفتن با توسل به زور، از دیرباز در عرصه های حقوقی مورد نقد و بررسی حقوقدانان بوده و البته در هر نظامی تعریفی از شکنجه و صلاحیت های قانونی و محدودیت ها و حد و حصرهای شکنجه جهت اعتراف گرفتن از متهمین پرونده های مختلف وجود دارد. در قوانین کشور ما نیز در ابواب مختلفی به این مهم اشاره شده و مورد التفات واقع شده است. برای بررسی این مهم در قوانین به قانون اساسی (که مرجع اساسی همه قوانین کشور است) استناد می کنم. در اصل سی وهفتم قانون اساسی صراحتاً ذکر شده است که اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. همانطور که ملاحظه می فرمایید کلمه هیچ کس به کار برده شده در این اصل عام می باشد و محدود به جرائم حقوقی و کیفری یا حتی سیاسی خاصی نیست بنابراین براساس این اصل هیچ متهمی مجرم قلمداد نمی شد و حتی از حقوق اجتماعی و سیاسی و غیره خویش محروم نمی شود مگر با اثبات جرم در نزد قاضی و در دادگاه صالح. اگر توجه داشته باشید مرز تفاوت متهم و مجرم در قوانین بسیار باریک است. با دقت نظر در ریشه دو کلمه این نکته روشن می شود و به ما در ادامه روند بررسی حقوقی شکنجه مساعدت می کند.
از نظر لغوی متهم اسم مفعول باب مفاعله از ابواب ثلاثی مزید عربی و دارای معنای مطاوعه است که در ترجمه فارسی به کسی گفته می شود که مورد وهن انجام عملی قرار گرفته اما هنوز اصدار آن عمل از سوی او ثابت نشده است. از طرف دیگر کلمه مجرم اسم فاعل باب افعال از ابواب ثلاثی مزید عربی است که ترجمه فارسی آن انجام دهنده جرم است. در واقع مجرم یک مرحله پس از متهم است و انجام جرم از سوی او ثابت شده است و حاوی معنای مطاوعه نیست. حال در دادگاه چگونه می توان فهمید متهمی مجرم است یا خیر؟ مهم ترین طرق اثبات جرم یا تقصیر متهمین دو راه است:
1- از طریق شهادت شهود است
2- از راه اقرار آنها به جرائم ارتکابی. اما چه تضمینی وجود دارد که متهم به جرم نکرده خود اعتراف نکند. در اصل سی و هشتم قانون اساسی ذکر شده است که «هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.» در قانون اساسی که قانون مادر است و هر قانونی خلاف آن باطل است به صورت کاملاً واضح و شفاف به ممنوعیت شکنجه جهت اقرار گرفتن تصریح شده حتی بالاتر از آن لزوم مجازات قانون متخلفین است که به صراحت در این اصل بدان اشاره شده است. بنابراین در نظام حقوقی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه مماشاتی در حفظ حقوق متهمین صورت نپذیرفته و با جدیت هر چه تمام تر حتی حفظ حقوق متهمین مورد توجه و رافت اسلامی واقع شده است. این نکات برای حفظ حقوق متهمی است که هنوز جرمش ثابت نشده اما بالندگی قوانین ما حتی در حفظ حقوق مجرمین نیز کاملاً مشهود است.در اصل سی ونهم آمده است: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» یعنی مجرمین درست از زمان دستگیری تا اجرای حکم زندان یا تبعید و حتی در طی دوران محکومیت خویش در پناه قانون هستند وهیچ کس طبق قانون اساسی نباید موجب هتک حرمت یا حیثیت آنان شود والا مستوجب مجازات خواهد بود زیرا به هر حال مجرم جرمی مرتکب شده و طبق قانون در حال سپری کردن مجازاتش است دلیلی ندارد که عذابی مضاعف و بیش از حد و حدود قانونی بر او وارد شود.
منبع خبر : روزنامه سرمایه
دانشجویان معترض به حداد در آستانه اخراج
درپی اعتراض نزدیک به 100 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به حضور حدادعادل در گروه فلسفه این دانشگاه که در اولین روز آغاز سال تحصیلی دانشگاهها صورت گرفت، شایعه ای مبنی بر اخراج 10 تا 15 نفر از این دانشجویان مطرح شده است. این در حالی است که گفته میشود در میان دانشجویان مذکور، دانشجویان المپیادی و دکتری نیز دیده می شوند.
سایت آینده که این خبر را منتشر کرده است، در ادامه می گوید که برخورد با دانشجویان دفتر تحکیم وحدت که روز گذشته صورت گرفت نیز احتمالا در راستای تلاش برای ساکت کردن اعتراض دانشجویان است.
به گفته این سایت، هفته گذشته پس از اعتراض دانشجویان و سردادن شعار علیه حداد و دولت احمدی نژاد، حدادعادل سریع با فـرهـاد رهبـر رئیـس دانشگـاه تمـاس میگیرد و سـپـس حراست دانشگاه به دانشکده ادبیات فرستاده میشود، اما دانشجویان پیش از رسیدن حراست متفرق شده بودند. کلاس حدادعادل نیز به همین دلیل برگزار نشد.
نوشته ای برای بیمار ممنوع الملاقات
اینها گوشه ای از نگرانی های بهزاد نبوی بود وقتی در سال ۱۳۸۳ روی تخت بیمارستان بعد از عمل قلب باز ملاقتش کردیم. امروز وقتی خواندم که دوباره برای انجام عملی دیگر در بیمارستان بستری شده همه اینها در ذهنم زنده شد.
و حال از خود می پرسم که اگر امروز به ملاقاتش می رفتیم (البته با پیش فرض ممنوع الملاقات نبودن) چه می گفت؟ آیا هنوز هم نگران است؟
امروز دیگر نگران نیست. متاسف است که همه آن نگرانی ها به حقیقت پیوست. متاسف است که اتهامش «خیانت نکردن به نخست وزیری است که در سخت ترین دوران حیات جمهوری اسلامی، کشور را اداره کرده است». متاسف است که دادستانی که سنش کمتر از طول دوران مبارزات سیاسی بهزاد است و تا سال ۱۳۷۶ ستاد انتخاباتی رقیب را آتش می زده، امروز او را متهم به قانونشکنی می کند. متاسف است که برخورد امنیتی با کسانی صورت می گیرد که معتقد به اصلاحات در چارچوب قانون اساسی هستند. متاسف است همانند سال ۷۶ و ۸۰ که رای مردم به تغییرات در جامعه را انکار کردند، امروز نیز رای مردم به سبز اندیشی را نه تنها انکار کرده که ابظال می کنند. و هزاران تاسف دیگر که فقط باید بهزاد باشی و در زندان باشی تا درکشان کنی.
برای سلامتیش دعا می کنیم زیرا شیر آزاده اصلاحات همیشه آزاد است حتی اگر در زندان باشد.
منابع آمریکایی:
به گزارش خبرنگار «تابناک»، اما آنچه که حائز اهمیت می باشد نوعی توافق است که منابع امریکایی ادعا می کنند آقای جلیلی با اقای برنز درباره کلیات آن بتوافق رسیده اند.
براساس این توافق، ایران بیشترین بخش تولید 3000 پوندی اورانیوم خود را که اکنون با غلظت 4 می باشد را به روسیه ارسال می نماید و روسیه پس ازخالص نمودن این اورانیوم آن را به میزان 19.5 درصد خلوص رسانده و سپس آنرا تحویل کارشناسان فرانسوی بدهند.
در ادامه نیز، کارشناسان فرانسوی این مقدار سوخت به شکل میله درآورده و آن را برای راکتور تحقیقاتی ایران در مرکز انرژی اتمی در امیر آباد تهران آماده کرده که بتوان از آن برای ساختن رادیو ایزوتوپ های پزشکی مورد استفاده قرار گیرد.
به اعتقاد کارشناسان امریکایی ایران دارای این تکنولوژی نمی باشد که میله های سوخت را به بمب اتمی تبدیل نماید.
بنا بر ادعای این منابع، سعید جلیلی پیشنهاد آقای ویلیام برنز را که در کل برای راکتور تحقیقاتی هسته ای تهران است و اکنون بدون لوله های سوخت هسته ای است را پذیرفته و برای جزئیات بیشتر و توافق برروی مفاد قراردادی آن قرار است کارشناسان دو کشور در 18 اکتبر سال 2009 در وین اتریش جلسه ای برگزار کنند.
علم الهدی: یکی از سران فتنه بیانیه داده
ایسنا: امامجمعه مشهد گفت: اعضاي خبرگان رهبري نه بر اساس حدس و گمان، بلكه بر اساس تجربيات ملموس 20 ساله تشخيص دادند كه آيتالله العظمي خامنهاي نه تنها بهترين گزينه براي رهبري هستند، بلكه گزينهاي بيهمتا و منحصر بهفرد هستند.
حجتالاسلاموالمسلمين سيد احمد علمالهدي، در خطبههاي عبادي سياسي نماز جمعه امروز مشهد، كه در حرم مطهر امام رضا(ع) برگزار شد، افزود: دشمن هم به اين نكته واقف است، لذا همه حملاتش متوجه رهبري است، همچنين صداي تهاجم، هتاكي و توهين به رهبري از دل غائله پس از انتخابات و اعضاي فتنهگر آن بلند ميشود.
وي با اشاره به حادثه چند روز قبل و ورود عناصر افراطي صهيونيست به مسجد الاقصي و به گلوله بستن مسلمانان و نيز نقشه رژيم اسرائيل براي آينده اين مسجد، ادامه داد: صهيونيستهاي نجسالعين ميخواهند قبله اول مسلمين را كه همتاي مسجد الحرام است، به كنيسه تبديل كنند اما غيرت كدام مسلمان به وقوع اين امر رضايت ميدهد؟ اين ديگر بحث فلسطين و اسرائيل نيست بلكه بحث حيثيت اسلام، مسلمين و مساله توحيد است.
عضو مجلس خبرگان رهبري به حواشي راهپيمايي روز قدس در تهران اشاره و تصريح كرد: در چنين شرايطي و در روز قدسي كه روز مبارزه با صهيونيست است، سران فتنه، عدهاي را به صفوف فشرده راهپيمايان اين روز ميفرستند تا در مقابل چشم روزهداران با نوشيدن بطريهاي آب و نوشابه با وقاحت تمام به روزهخواري تظاهر و نيز شعار "مرگ بر اسرائيل" را حذف كنند.
علمالهدي افزود: امروز پس از گذشت دو هفته از اين ماجرا يكي از سران اين فتنه بيانيه داده است كه روز قدس امسال نقطه عطفي در تاريخ بود؛ راست ميگويد، زيرا سي سال است روز قدس را برگزار ميكنيم اما در هيچ كدام از آنها روزهخواري و تبديل شعار "مرگ بر اسرائيل" به "نه لبنان نه غزه" سابقه نداشته است.
وي ضمن درخواست از عموم مردم براي حفظ هوشياري، تاكيد كرد: بدبختي اين است كه سران اين فتنه خود را به امام رحمتالله عليه نسبت ميدهند، اما اگر امام راحل در قيد حيات بودند و در روز قدسي كه يادگار ايشان است، شعارها و رفتار اين عده را ميديدند، با آنها چگونه برخورد ميكردند؟
میرحسین موسوی: همه می توانند در قالب جنبش سبز برنده باشند
![]() | |||||
|
ايلنا: میرحسین موسوی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم پیشنهاد تشکیل جبهه سبز را ارایه داده بود تاکید کرد: تشکیل جنبش سبز در چارچوبهای نظام و انقلاب خواهد بود و طی آن اصول انقلاب را دنبال خواهیم کرد. داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون خط امام (ره) با اشاره به دیدار عصر دیروز اعضای شورای مرکزی فراکسیون با مهندس موسوی، در جمع خبرنگاران پارلمانی گفت: ایشان در این دیدار تاکید کردند که مقید به فعالیت در چارچوبهای انقلاب هستند و جنبش سبز را مجموعهای جدا از نظام نمیداند. به گفته وی موسوی با اشاره به برخی انحرافات ایجاد شده تاکید کرده است قصد اصلاح این موارد را دارد. قنبری به نقل از موسوی ادامه داد: جنبش سبز، حرکتی نیست که در آن کسی برنده یا بازنده باشد همه در قالب آن اعم از اصلاح طلب و اصولگرا میتواند برنده باشد. وی در پاسخ به سوالی که به احتمال تداوم حرکت سبز در جامعه اشاره داشت گفت: آقای موسوی معتقدند که این حرکت در درون نظام شکل گرفته و برخاسته از متن نظام است از این رو میتواند تداوم پیداکند. سخنگوی فراکسیون خط امام (ره) همچنین از گلایهمندی مهندس موسوی از نطقها و مواضع برخی اصولگرایان خبر داد و افزود: آقای موسوی گفتند این افراد با بیانصافی این حرفها را میزنند اما باید به دنبال روشن شدن حقایق باشیم. |
تقدیم به سه آموزگار انسانیت: مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و فیضالله عربسرخی
«ان الله مع الصابرین»
هر لحظه با تو مرور می کنم آیه های وحی را و به خود می بالم که یاد گرفتم از تو خواندن، فهمیدن و عشق ورزیدن را معلم صبر و پایداری . از تو یاد گرفتم که نه زمان، بلکه عشق مرهم همه ی زخم هاست. از تو یاد گرفتم که انسان بودن، مهم تر از حق بودن است و چه بدبخت کسی که به نام حق تو را در بند کرده. دیگر دلتنگت نیستم، دیگر شکوه نمی کنم، اسیر بودنت هم خار چشمشان شده، برادر.ادامه مطلب
سوگسرود شفیعی کدکنی برای پرویز مشکاتیان
وز اين ديار دورً فراموشي ات نبود
تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب
با خاکً تيره روزً هماغوشي ات نبود
ميخانه ها ز نعره تو مست مي شدند
رندي حريفً مستي و مي نوشي ات نبود
دودً چراغ موشيً دزدان ترا چنين
مدهوش کرد و موسمً خاموشي ات نبود
سهراب اضطراب وطن بودي و کسي
زينان به فکرً داروي بيهوشي ات نبود
در پرده ماند نغمه آزاديً وطن
کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود
در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند
زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود
اي سوگوار صبح نشابورً سرمه گون
عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود
21 سپتامبر 2009، پرينستون
حالا من تنها تر از عشقی هستم که در من کاشته ای
حالا من تنها تر از عشقی هستم که در من کاشته ای
و مست تر
از آن گدایی که هر نیمه شب در خیابان ها ناله می کند
چرا که من نام تو را نوشیده ام
و درد تو را لمس کرده ام
دوست داشتنت٬ زجری ست
دوست نداشتنت٬ شکوفه های درد
آه!
چه باید کرد
با وجودی چنین پر ازدحام
و قلبی چنین تهی؟
/مریم علاء امجدی/
اما صد سال خواهد گذشت
اما صد سال خواهد گذشت
دیر زمانی به راهت خواهم نشست.
و .... دزدانه تمام لرزش بودنت را خواهم نگاشت.
نه، در پی ات روان نخواهم بود.
خواهم نشست بر سر دیوار بلند تردید ها و ...
تا دیوار فرو ریزد عطش دیدارت سیرابم خواهد کرد.
صد سال خواهد گذشت...
به رسوایی... به تمنا...
گزمه ای به راه فسرده دیوار خواهد گریست،
چرا که دیوار فرو خواهد ریخت.
تو خواهی آمد و من خواهم خندید...
آنگاه که آخرین عطش طراوت باران به بزم پر شکوه رویایم خواهد رسید.
تو خواهی آمد و من خواهم خندید.
اما صد سال خواهد گذشت...
به رسوایی... به تمنا...
برزو ارجمند
اما جاده....
اما جاده....
حسن صلح جو
و يكی می گويد:
’’ جادوگر است جاده
پر از گشتم نبود و نگرد نيست
پراز درياي غم های بي ساحل
جادو می كند كوليان و باد بيابان را ‘‘
وباد می نالد:
’’ نه . جسم جمود من است اين كه سرگردان جهان شده است
پر از جنون جستن’ و
تشنه چند جرعه رسيدن به سايه يك درخت
جان زخمی من است جاده ‘‘
و درخت می گويد :
’’ جاده شهرزاد قصه گوی من است
پر از جريان پريشانی جن و انس
پر از هزار و يك شب ها
صبر جان سخت كوه را دارد
تمام نمی شود قصه های اين عاشيق بی ساز ‘‘
و كوه می غرد :
’’يا جاهل است جاده، يا سحر وجادو شده
هی در من مي لولد، می نا لد، مي رود
هی در من جان می كنَد
به گمانش از من كه بگذرد، جايی مي رسد ‘‘
و رود می گويد:
’’ جنس جاده پر از خرده شيشه است
ماری به جلد كرم هزارپا
خيال كرده اين رقيب زمين زاده جانی
من به دريا مي رسم، او به كجا؟ ‘‘
وزمين می مويد:
’’ طفل غريب مانده من است جاده
جمع جدال عشق من وآدمی در جوار روياها
پی ماه مي رود و هی نمي رسد‘‘
و ماه می گويد:
’’ بيشتر به هيبت كوليان است جاده
به شكل روح سرگردان آدمي .
بي تابی دختران جنوب را دارد
سر به هركجا بگردانم،اين مجنون ترين پرنده جهان آن جاست ‘‘
وپرنده می خواند:
’’ نشان همه بی قراری های من است جاده
جان پناهم
قرار همه بي قراری های گاه و بی گاهم
راه خانه باران بي او گم است ‘‘
و باران می گويد:
’’ جانماز من است جاده
پر از حس غريب مادر و سجاده، مسافر ومه
سطر سطرجاده پر از شعر است
به شوق خواندن شعرهای اوست كه می بارم ‘‘
و مادر می گويد:
’’ جاده يعنی مرگ، جدايی و مرگ
يعنی خبر های بد از جگرگوشه ها
كاش مي شد شمال وجنوب، يا سحر وغروب را
به هم نزديك كرد
كاش می شد همه جای جهان را در همين خانه جمع آورد‘‘
و سحر می گويد:
’’ جاده يعنی روشنی آب پشت پای عمو
يا جواب چشم های به در خشكيده هاجر و رويا
شايد هم يعنی دو خط موازی، اما هميشه جدا ‘‘
و جاده جان به لب مي شود
به شكل پرسشی بی جواب:
’’ هی... من فقط جاده ام
يعني پی خودم می روم كه جايی دور گم اش كرده ام
و جزای جرمم ،تبعيد به جزيره های بی جايی است
جان مرا نه خوابی هست،نه جان پناهی
نه جاي سكون و نه ميل ماندنی
بينوا گم شده ای پر از رفتن و آمدنم
و رازم را تنها رانندگان بيابانگرد
و مسافران جلای وطن كرده مي دانند ‘‘
... ومسافران بی وطن به وقت بازگشت
جز جاده هيچ در ذهن شان نبود .

